سایت اختصاصی شرکت فرهیختگان

صفحه اصلی مختصری از مقالات اصول 14 گانه دمینگ

اصول 14 گانه دمینگ

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

در سال 1950 دکتر ادوارد دمینگ یکی از شاگردان دکتر شوهارت- اولین کسی که کنترل کیفیت آماری (SQC) را در آزمایشگاه های بل به کار گرفت- چند دوره سمینار در مورد روشهای آماری برای مهندسان ژاپنی و در مورد مسئولیت کیفیت برای مدیران ارشد اجرائی سازمان های بزرگ ژاپنی ارائه داد.
ژاپنی های مستعد و باعلاقه با استفاده از این مفاهیم، استانداردهایی را برای کیفیت وضع کردند و در سال 1960 اولین دوایر کیفیت را به منظور بهبود کیفیت ایجاد کردند.

 

دکتر دمینگ با ارائه 14 اصل برای مدیریت بهبود کیفیت، بهره وری و موقعیت رقابتی باعث تغییر نگرش و تولید محصولات با کیفیت بالا و با استفاده از مشارکت کارکنان و ایجاد فرهنگ بهبود مستمر، در نتیجه باعث انقلاب عظیمی در صنعت ژاپن شد.

1- ایجاد و انتشار اهداف و مقاصد برای سازمان:

مدیریت باید با تعیین و ایجاد اهداف بلند مدت، برای باقی ماندن در کسب و کار و تجارت برنامه ریزی کند و تعهد دائمی خود را به این اهداف نشان دهد. لازم است این اهداف سرمایه گذاران، مشتریان، تأمین کنندگان، کارکنان، جامعه و فلسفه کیفیت را در خود شامل گردند. این اهداف ثابت نیستند و پیوسته در حال تغییرند و لازم است از مشارکت همه افراد سازمان بوجود آیند.

2- به کارگیری فلسفه جدید:

مدیریت ارشد و هریک از کارکنان باید فلسفه جدید را فرا گیرند، بدین منظور سازمان ها باید در جستجوی بهبودهای بی پایان بوده و از پذیرفتن محصولات نا منطبق خودداری نمایند.
رضایت مشتری به عنوان هدف اول معرفی گردد و به جای تمرکز بر کشف عیب به پیشگیری از آنها اقدام نماید.

3- درک هدف بازرسی:

مدیریت باید درک کند که هدف از بازرسی، بهبود فرآیند و کاهش هزینه ها می باشد. در اکثر موارد بازرسی زیاد، هزینه بر و غیر ضروری است.

4- پایان دادن به پاداش های بازاریابی صرفا بر اساس قیمت:

سازمان ها باید به پاداش های بازاریابی که تنها براساس قیمت پایین می باشند پایان دهد، زیرا قیمت بدون در نظر گرفتن کیفیت هیچ معنایی ندارد.

5- بهبود مستمر و مداوم سیستم:

مدیریت باید برای بهبود مستمر و پایدار کیفیت و افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها، مسئولیت بیشتری را متقبل گردد و به کاوش، اصلاح و پیشگیری از مشکلات و مسائل بپردازد. برای حذف مشکلات و بهبود مستمر فرآیند، باید مسئولیت ها را به گروه ها واگذار کرد و از پیشنهادها و مشارکت کارکنان بهره جست.

6- نهادینه کردن آموزش:

لازم است هریک از کارکنان از طریق تخصیص منابع لازم جهت آموزش از سوی مدیریت، به فلسفه سازمان درباره تعهد به بهبودهای مستمر و بی پایان گرایش یابند و آموزشهای لازم را فرا گیرند.

7- تعلیم و برقراری رهبری:

بهبود نظارت، مسئولیت مدیر است. وی باید جهت اجرای فلسفه جدید، ناظران و سرپرستان را با ابزارهای آماری و اصول 14 گانه ی دمینگ آشنا سازد. در این وضعیت باید به جای فضای منفی کشف عیب، فضای مثبت و اطمینان بخش مشارکت ایجاد کرد، به گونه ای که هر شخص به مهارت خود افتخار کند. باید ارتباطاتی شفاف از مدیریت ارشد تا سرپرستان و کارکنان برقرار شود.

8- برطرف کردن ترس و ایجاد فضای اعتماد و نوآوری:

مدیریت باید ارتباطات کارا و آزاد و کارگروهی را تشویق نماید، برطرف کردن ترس از محیط کار مستلزم «مدیریت برای کسب موفقیت» می باشد.
اگر به کارکنان آموزش های مناسب داده شود و متناسب با شأن و مقام آنها برخورد شود، آنها برای بهبود کار پیشنهادها و ایده های خوبی ارائه می دهند.

9- بهینه سازی فعالیت های گروه هاو محیط های ستادی:

مدیریت باید به منظور رسیدن به اهداف و مقاصد سازمان، فعالیت های گروه های کاری و محیط های ستادی را بهینه نماید.
در داخل سازمان بین سطوح مختلف، کارکنان، واحدها و در خارج سازمان بین سازمان، مشتریان و تأمین کنندگان سدهایی به دلایل مختلف از جمله ترس، حسادت، ضعف در ارتباطات و آگاهی وجود دارد که باید این موانع با دید بلند مدت و استراتژیک از میان برداشته شود.
10- حذف شعارها، نصایح و اهداف توخالی:

نصایحی که بدون ارائه روشهای بهبود مشخص و به منظور افزایش کیفیت بیان می شوند، نه تنها باعث پیشرفت کار نمی شوند بلکه سازمان را در موقعیت نامناسبی قرار می دهد و فقط آرزوهای مدیر را بیان می کند. باید اهداف طوری تعیین گردند که قابل دست یابی بوده و در راستای موفقیت های دراز مدت سازمان باشند.

11- حذف سهمیه های کمی برای نیروی کار و حذف مدیریت بر مبنای هدف:

مدیریت به جای تعیین سهمیه و میزان تولید، روشهایی را برای بهبود یاد گرفته و آنها را به کار گیرد. لازم است سهمیه کاری به جای تمرکز بر کمیت، برروی کیفیت متمرکز شود. هم چنین مدیر به جای مدیریت برمبنای هدف، قابلیت فرآیند و روشهای بهبود آن را یاد بگیرد.

12- حذف سدهایی که مانع از افتخار کارکنان به مهارتشان می شود:

تقویت افتخار به کار و مهارت، به تعهدی بلند مدت در مدیریت نیاز دارد. اگر کارکنان به کار خود افتخار نموده و در مقابل دیگران احساس سرافرازی کنند، تا آخرین حد در کارشان پیشرفت خواهند کرد. بدین منظور باید شرح دقیقی از وظایفشان ارائه کرد و ابزار و مواد اولیه مناسبی برای آنها فراهم کرد.

13- تشویق و گسترش آموزش:

سازمانها به کارکنانی نیازمندند که همزمان با آموزش پیشرفت نمایند، در نتیجه مدیریت باید
در مورد آموزش مستمر کارکنانش احساس تعهد نماید. اصول 14 گانه دمینگ و مأموریت سازمان باید مبنای آموزشی سازمان قرار گیرند؛و هریک از کارکنان باید به منظور پذیرفتن تغییرات مورد نیاز سازمان، آموزش مجدد ببینند.

14- اقدام در جهت ایجاد شرایط بر انجام دگرگونی و تحول:

مدیریت سازمان باید برای پیاده سازی فلسفه جدید، ساختاری یکپارچه ایجاد نماید و بیشترین مسئولیت را متقبل گردد.
در این وضعیت سازمان باید فرهنگ خود یعنی انجام کار مثل همیشه را تغییر دهد و فرهنگ بهبود مستمر را جایگزین نماید.

 

جملات قصار

امام علی(ع): هیچ پشتیبانی اطمینان بخش تر از مشورت نیست.

سایتهای منتخب

وب سایت ایده های استان قم

انجمن نظام پیشنهادهای ایران

Ideas World Wide

لینک به ما

شرکت فرهیختگان ذهن سبز

جستجو در وب سایت


Please update your Flash Player to view content.