در این تکنیک بین مسئله یا موضوع مورد نظر و یک واژه که به طورتصادفی از فرهنگ لغات به دست می آید (یا چیزهایی که در اطرافمان می بینیم) ارتباطی اجباری برقرار می کنیم. انتظار می رود هنگام تلاش برای برقراری چنین ارتباطی ایده ها و نظرات جدیدی راجع به موضوع به دست آوریم، اما اگرموفق نشویم می توانیم واژه تصادفی دیگری را امتحان کنیم.
تکنیک های خلاقیت





.jpg)






«چه چیزی را میتوان از شی و یا مسئله حذف کرد؟» این یکی از سؤالهای مؤثر در بروز خلاقیت است.
وانمود کنید که شما شخص مشهوری هستید و سعی کنید مسئله را از دید آن شخص حل کنید. این شخصیت مفروض شما، ممکن است چشم اندازهای جدیدی را نسبت به مسئله به شما بدهد.
«چه چیزی را میتوان جانشین چیز دیگر نمود؟ »
غالب ایده ها از طریق ترکیب ایده ها به دست می آیند تا آن حد که عده ای معتقدند ترکیب به عنوان اساس خلاقیت تلقی می گردد.
یکی از راههایی که اطمینان پیدا می کنید که مسأله واقعی را به درستی شناخته اید یا نه، به تصویر کشیدن مسأله است.
نام بردن استفاده های احتمالی یک موضوع به یافتن راه حل ها برای دسته کاملی از مسایل کمک میکند.



کلیه صفات و ویژگی های مسئله یا شیء مورد نظر را لیست کنید.
گزارش های فنی، گزارش های تخصصی و کتاب هایی که داستانهای مربوط به اینکه دیگران چگونه مسائل خود را حل کرده اند را نقل می کند، در تشخیص راه حل های ممکن برای یک مسئله، قابل به کارگیری هستند.
از خودتان بپرسید «اگر فلان کار انجام شود چه می شود؟ چه پیامدهایی خواهد داشت؟» چه اقداماتی می بایست انجام داد؟
تجسم یک مسئله و راه حل های بالقوه آن بینش های جدیدی را بر می انگیزد که می تواند به راه حل های خلاقانه بینجامد. چشم هایتان را ببندید و مسئله را در ذهنتان مجسم کنید. چه می بینید؟ حیطه نگاهتان را روی مسئله گسترش دهید، جزئیات بیشتری را جست و جو کنید.
چنانچه مسئله ای در شرکت ذهن شما را مشغول کرده است و مانع از تفکر و به دست آوردن راه حل برای آن می شود به مکان خلوت و ساکتی که به شما آرامش می دهد بروید و مدتی را در سکوت کامل به سر ببرید.
ایده هایی که به ذهنتان می رسد را داخل کارت های کوچک 5*3 یادداشت کنید، چند واحد قفسه کوچک دارای شیار برای نگهداری کارتها درست کنید، از یک وسیله برای چسباندن کارتها به تابلو کمک بگیرید.











